جمال الدين محمد الخوانساري

125

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

زبان نيكو كار شيفته شده است بدوام ذكر ، يعنى ذكر خدا . وفرموده است آن حضرت عليه السّلام در وصف كسى كه مذمّت مىفرموده أو را : 7618 لسانه كالشّهد ولكن قلبه سجن للحقد . زبان أو مانند شهدست ، يعنى عسل ، وليكن دل أو زندانيست از براي حقد ، يعنى كينه يعنى شيرين زبانست امّا كينه‌ور . 7619 ليكن مركبك القصد ومطلبك الرّشد . بايد كه بوده باشد مركب تو قصد ، يعنى ميانه روى ، ومطلب تو رشد ، يعنى راه درست . 7620 لن لمن غالظك فانّه يوشك ان يلين لك . نرم شو از براي كسى كه درشتى كند با تو يا دشمنى كند با تو پس بدرستى كه أو نزديكست اين كه نرم شود با تو ، يعنى اگر چنين كنى نزديكست كه أو هم نرم شود با تو يا بدرستى كه شأن اينست كه نزديكست ، يعنى اگر نرم شوى شأن وحال اينست كه نزديكست كه أو هم نرم شود از براي تو . 7621 لسانك ان امسكته انجاك ، وان أطلقته ارداك . زبان تو اگر نگهدارى آنرا رستگار گرداند ترا ، واگر رها كنى آنرا هلاك گرداند ترا يا بيندازد ترا ، يعنى در هلاكت وزيان وخسران . 7622 لقاح « 1 » المعرفة دراسة « 2 » العلم . آبستنى معرفت مدارسهء علمست ، يعنى آبستن شدن كسى بمعرفت يا آبستن‌شدن

--> ( 1 ) در أقرب الموارد گفته : « اللقاح بالفتح مصدر واسم من الالقاح وما تلقح به النّخلة » ونيز گفته : « اللقاح بالكسر اسم من الالقاح » . ( 2 ) « دراسة » بكسر دال مصدر است از « درس الكتاب اى قرأه » .